4-1)سیاست های جمعیتی مستقیم و غیر مستقیم43
4-2 سیاست های جمعیتی کمی و کیفی44
4-3)سیاست های جمعیتی خرد و کلان45
فصل سوم: مطلوبیت ذاتی سیاست تکثیر جمعیت و حکم و ادله آن در فقه اسلامی
گفتار اول: مطلوبیت ذاتی سیاست تکثیر جمعیت49
1-علل مطلوبیت ذاتی سیاست تکثیر جمعیت52
1-1)مطلوبیت استیلاد و تکثیر ولد52
1-2)مطلوبیت افزایش نسل مسلمانان54
2-نظرات موافقین سیاست افزایش جمعیت55
2-1)وسعت در امکانات56
2-2)استعماری بودن اندیشه کاهش جمعیت57
2-3)مخالف بودن اندیشه کاهش جمعیت با فلسفه ازدواج در اسلام59
گفتار دوم: حکم و ادله سیاست تکثیر جمعیت در فقه اسلامی62
1-حکم اولیه تکثیر جمعیت در فقه اسلامی63
2-ادله تکثیر جمعیت در فقه اسلامی65
2-1)آیات65
2-1-1)آیاتی که کثرت اولاد را نعمت الهی می داند65
2-1-2)آیاتی که از کشتن فرزندان به شدت نهی می نماید66
2-2)روایات67
2-2-1)روایاتی که بر انتخاب زن ولود دلالت می کند68
2-2-1-1)روایات شیعه68
2-2-1-2)روایات اهل سنت71
2-2-2)روایاتی که به خاطر محبوب بودن آوردن فرزند فراوان، امر به ازدواج می کند73
2-2-2-1)روایات شیعه73
2-2-2-2)روایات اهل سنت75
3-مقیدات و مخصصات حکم تکثیر جمعیت76
3-1)جواز عزل77
3-2)مطلوب نبودن استیلاد از برخی زنان و در برخی شرایط78
3-3)مطلوب نبودن تکثیر موالید در صورت بازماندن از امور معنوی80
3-4)سهولت کمی عائله81
4-نقد ادله سیاست تکثیر جمعیت83
5-جمع بندی نظرات موجود درباره حکم تکثیر جمعیت85
فصل چهارم: چالشها و آسیب های سیاست تکثیر جمعیت
گفتار اول: چالشهای مقابل سیاست تکثیر جمعیت88
1-تنظیم خانواده و کنترل جمعیت90
1-1)تنظیم خانواده90
1-2)کنترل جمعیت90
2-بررسی فقهی روش های تنظیم خانواده و کنترل جمعیت92
2-1)روش های موقت در پیشگیری از بارداری93
2-1-1)پیشگیری از بارداری قبل از انعقاد نطفه93
2-1-2)پیشگیری از بارداری بعد از انعقاد نطفه94
2-1)روش دائمی(عقیم سازی) در پیشگیری از بارداری95
3-حکم فقهی تنظیم خانواده و کنترل جمعیت98
3-1)حکم فقهی تنظیم خانواده از بعد فردی98
3-2)حکم فقهی کنترل جمعیت از بعد نوعی99

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

گفتار دوم: آسیب شناسی سیاست تکثیر جمعیت102
1-آسیب شناسی سیاست تکثیر جمعیت از بُعد اقتصادی103
تاثیر جمعیت بر توسعه اقتصادی104
2-آسیب شناسی سیاست تکثیر جمعیت از بُعد فرهنگی108
تأثیر جمعیت بر ساختار فرهنگی108
نتیجه گیری110
فهرست منابع111
مقدمه
جمعیت و ابعاد آن، نقطه مرکزی هر نظام اجتماعی محسوب می شود. به همین خاطر یکی از مباحث مهمی که در جوامع انسانی به عنوان متغیر اساسی در مسائل سیاسی و اقتصادی مطرح می گردد، موضوع جمعیت و سیاست های جمعیتی است.
تحولات جمعیتی، تقریباً تمام جنبه های زندگی انسان و جهان پیرامون انسان را تحت تاثیر قرار می دهد. و اثرات متعددی بر خرده نظام های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی وارد کرده و منشا تحولات چشمگیری در این حوزه ها می گردند.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که از نگاه دینی و فقهی بدان نگریسته شود. و به عنوان اصلی از اصول سیاست های جمعیتی از سوی دولت های مسلمان و حکومتهای دینی پذیرفته شود.
حال با توجه به نظریات جمعیت شناسی ـ نظریه افزایش جمعیت، نظریه کاهش جمعیت، نظریه جمعیت ثابت و نظریه جمعیت مطلوب ـ که وجود دارد اکثر صاحب نظران، همه ادیان الهی به ویژه دین اسلام را طرفدار افزایش جمعیت و مشوق فرزندآوری زیاد قلمداد می کنند.
عموماً نوع اظهارنظرهایی که درباره مسئله مذکور صورت گرفته است چندان عنایتی به طریقه استنباط فقهی مسئله نداشته و نوعاً مسئله از زاویه مصالح اجتماعی مسلمین مورد توجه قرار گرفته است.
از این رو سعی بر آن است که در این نوشتار ضمن بررسی دقیق حکم و ادله فقهی سیاست تکثیر جمعیت، این مسئله را از دیدگاه فقهی بررسی نموده و نظر فقه اسلامی را در خصوص این موضوع به شکل واضح و مبرهن به دست آورد.

فصل اول: کلیات و مفاهیم
در این فصل، سعی بر آن است تا کلیاتی درباره رساله و چگونگی انجام تحقیق ارائه شود.
1- تعریف و تبین موضوع
یکی از بنیان های اصلی هر جامعه ای، جمعیت آن جامعه است. زیرا جمعیت یک جامعه مقوم و عامل رشد، پویایی و بالندگی آن جامعه می باشد. از این رو داشتن جمعیت حداکثری ـ با توجه به امکانات و شرایط موجودـ آرمان هر جامعه ای بخصوص جوامع اسلامی بوده و سیاستهای جمعیتی جوامع اسلامی به دنبال ایجاد چنین جمعیتی است.
یکی از ارکان های موثر در اتخاذ سیاستهای جمعیتی در جوامع اسلامی، سیاستهای جمعیتی اتخاذ شده از سوی فقه اسلامی است. زیرا که تنظیم خانواده و مسئله جمعیت یکی از مسائل مطروحه در فقه اسلامی می باشد و برخی معتقدند با توجه به آنچه که از متون اسلامی به دست می آید اصل اولیه در مساله جمعیت، مطلوبیت ذاتی افزایش موالید از دیدگاه فقه اسلامی است. یعنی آنکه اصل اولیه سیاستهای جمعیتی در فقه اسلامی، سیاست تکثیر جمعیت بوده و افزایش جمعیت بنابر عنوان اولی دارای مطلوبیت می باشد و تنها بنابر اقتضاء ضرورت و مصلحت می توان حکم به تحدید و کاهش جمعیت نمود. از این رو آنچه که در این خصوص دارای اهمیت بحث و بررسی می گردد موضع گیری قوانین فقهی در قبال ضرورت کاهش و یا افزایش موالید در جوامع اسلامی می باشد.
لذا در این پژوهش سعی بر آن است تا حکم و ادله فقهی سیاست تکثیر جمعیت در جوامع اسلامی مورد بحث و بررسی دقیق تری قرار گرفته و در نهایت مشخص گردد که موضع گیری فقه اسلامی در قبال سیاست تکثیر جمعیت مسلمانان چگونه و به چه شکل می باشد.

-2ضرورت و اهمیت موضوع
از آنجا که تا کنون کمتر به مسئله افزایش جمعیت پرداخته شده بلکه همواره پژوهش ها و تحقیقات در راستای کنترل جمعیت و تنظیم خانواده صورت گرفته، از این رو پرداختن به این موضوع با توجه به اوضاع و شرایط کنونی جوامع اسلامی امری مهم و ضروری به نظر می آید.
در واقع نیاز است تا بار دیگر حکم و ادله فقهی موجود درخصوص سیاست تکثیر جمعیت مورد بازنگری قرار گرفته و به مبانی آن به شکل مبسوط پرداخته شود.
3-هدف تحقیق
بحث های آثار پیشین عمدتا در حوزۀ ضرورت کاهش یا کنترل جمعیت به معنای کاهش یا توقف بوده است در حالی که این رساله قصد دارد سیاست تکثیر را در فقه بررسی کند؛ پژوهشی که تا کنون به صورت جدی انجام نشده است.
4-پیشینه تحقیق
جمعیت و مسائل مرتبط با آن همچون ازدواج و توالد از جمله مسائلی است که از دیرباز مورد توجه علما و فقهای اسلامی بوده است. به گونه ای که در تمام کتب فقهی و روایی قدما، ابوابی همچون باب النکاح و یا احکام الاولاد و غیره به وضوح مشاهده می گردد. البته برخی از اندیشمندان اسلامی ـ همچون ابن خلدون ـ هم بوده اند که به دور از رویکرد فقهی و روایی با نگاهی جامعه شناسانه به این قضیه نگریسته اند.
امروزه نیز اندیشمندان اسلامی با درک اهمیت این مسئله، بخصوص با پیشرفته تر شدن جوامع و به وجود آمدن برخی از مسائل مستحدثه، در خصوص بحث جمعیت و کنترل آن، کتب و مقالاتی در داخل و خارج کشور همچون؛ اسلام و مسئله تنظیم خانواده از محمدرضا تدین، کنترل جمعیت از حسین نوری همدانی، تنظیم خانواده از دیدگاه فقه امامیه ازجمشید جعفر پور، تاثیر آموزه ها و فتاوای شیعی در رشد و کنترل جمعیت ازمحمد ولی علیئی و کتبی همچون رساله نکاحیه از محمدحسین حسینی طهرانی و کنترل جمعیت از دیدگاه اسلام از فرج الله نادری در داخل و نگاشته هایی مانند تحدید النسل و تکثیره و مدی سلطه الدوله فی منع الانجاب از حاتم امین محمد عباده و یا تنظیم النسل از محمد ابوزهره در خارج از کشور به رشته تحریر در آمده اند اما در اکثر این منابع همانطور که از نام آنها نیز پیداست بیشتر به ضرورت کاهش جمعیت و جائز بودن یا نبودن روش های کنترل جمعیت و پیشگیری از بارداری، پرداخته شده است در حالیکه سعی بر آن است تا در این پژوهش سیاست تکثیرجمعیت و حکم و ادله آن در فقه اسلامی به شکل کلی و کلان، بحث و بررسی گردد.
5-سوالات اصلی و فرعی
سئوال اصلی:
موضع سیاست تکثیر جمعیت در فقه اسلامی چیست و مبانی آن کدام است؟
سئوال‌های فرعی:
منظور از جمعیت و سیاست جمعیتی چیست؟
علل مطلوبیت ذاتی سیاست تکثیر جمعیت چیست؟ و حکم و ادله آن چه می باشد؟
مهمترین چالشها و آسیب های سیاست تکثیر جمعیت چیست؟
6-فرضیه تحقیق
سیاست افزایش جمعیت در اسلام دارای مطلوبیت ذاتی است.
7-امتیاز تحقیق
امتیاز این پژوهش آن است که با توجه به بررسی منابع فقهی مشخص گردید که تا کنون منبع مستقلی به بررسی فقهی سیاست تکثیر جمعیت نپرداخته است. بلکه در اکثر منابعی که به نوعی به موضوع جمعیت و ابعاد فقهی آن پرداخته شده با مفروض دانستن مطلوبیت سیاست افزایش جمعیت بنابر عنوان اولی، به بررسی حکم ثانویه آن توجه شده است.
8-ساختار تحقیق
پژوهش حاضر مشتمل بر چهار فصل است.
فصل اول، بیان کلیاتی درباره چگونگی انجام تحقیق می باشد.
فصل دوم، که در آن موضوع جمعیت شناسی و سیاست های جمعیتی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و مسائل مربوط آن طرح و بیان گردیده است که البته بیشتر ناظر بر مباحث جمعیت شناسی می باشد.
فصل سوم، در این فصل ابتدا علل مطلوبیت ذاتی سیاست تکثیر جمعیت مورد بررسی قرار می گیرد سپس حکم و ادله فقهی این سیاست جمعیتی به شکل مبسوط بیان می گردد.
فصل چهارم و آخرین فصل در این پژوهش که در آن به سیاست کاهش جمعیت و تنظیم خانواده به عنوان مهمترین چالشهای مقابل سیاست تکثیر جمعیت پرداخته می شود و در پایان نیز با نگاهی آسیب شناسانه به این سیاست برخی از آسیب های اقتصادی و فرهنگی آن بحث و بررسی می گردد.
9-محدودیت ها و مشکلات تحقیق
مهمترین مشکل و محدودیت در انجام این پژوهش، فقدان منابع فقهی به روز و کارآمد بود. به گونه ای که در بعضی از موارد هنگام جمع آوری مطالب، پیدا کردن نقطه نظرات فقهی کاری بسیار دشوار و البته گاهی ناممکن بود.
10-روش تحقیق
این تحقیق کاربردی بوده و روش آن توصیفی می باشد. اطلاعات به روش کتابخانه ای جمع آوری گردیده یعنی با مراجعه به کتب و مقالات و فیش برداری از آنها، ابتدا به نقل مطالب گردآوری شده از منابع فقهی و روایی پرداخته شده آنگاه به بررسی اقوال و اظهار نظر درباره آنها توجه شده است. البته لازم به ذکر است که در این میان از نرم افزارها نیز برای جمع آوری مطالب استفاده شده است.
پس از بیان کلیاتی درباره مراحل تدوین و نگارش پایان نامه، ضروری تا تعریفی از مفاهیم مورد استفاده در رساله نیز ارائه شود.

11- مفاهیم و اصطلاحات
الف) عزل
1-در لغت
عزل در لغت به معنای دور کردن و قرار دادن شیء در جایی دیگر، بازداشتن و بیکار نمودن است. به گونه ای که گفته شده: “العزل فی اللغه إبعاد الشی‌ء و جعله فی ناحیه، یقال عزله عن کذا نحّاه عنه، و یقال نحَّى الرجلَ عن موضعه، أی صرفه و عزله”1
2-در اصطلاح
عزل، عنوانی کلی است که برخی مصادیقش در مواردی از فقه، موضوع احکام تکلیفی و یا وضعی قرار می گیرند. در اصطلاح فقهی، عزل یکی از قدیمیترین روش های پیشگیری از بارداری به شماره آمده و عبارت است از: “ریختن منی در خارج از رحم و یا استفاده از وسائل و داروهایی که مانع انعقاد نطفه گردند.”2

ب) استیلاد
1-در لغت
استیلاد در لغت در دو معنا به کار رفته است. یکی، استعداد باردار کردن و باردار شدن و دیگری باردار شدن کنیز از مولا می باشد. و به همین خاطر گفته شده: “مصدر استولد، یقال الرجل استولد المرأه أی أحبلها فالاستیلاد هو الاحبال”3
2-در اصطلاح
استیلاد در اصطلاح فقهی به همان معانی لغوی خویش به کار رفته است. استیلاد به معناى نخست ـ استعداد باردار کردن و باردار شدن ـ، شامل مرد و زن آزاد و برده مى‌شود و احکام آن در باب نکاح آمده است. و به معناى دوم ـ باردار شدن کنیز از مولا ـ خود، بابى از ابواب فقه است و از آن در این باب و نیز باب‌هاى تجارت، وصیّت، طلاق، ارث و قصاص به مناسبت سخن رفته است.4
آنچه که در این رساله مورد نظر می باشد، معنای نخست آن یعنی مطلق استعداد باردار کردن و باردار شدن می باشد.
ج) اخصاء
1-در لغت
اخصاء در لغت یعنی اخراج بیضتین، و به همین خاطر گفته شده: “الخَصِىُّ: من سُلَّت خصیتاه و نُزعتا، من قولهم: خَصِیتُ العبدَ أَخْصِیهِ خِصاءً بالکسروالمدّ: سللت خصییه”5
2-در اصطلاح
در اصطلاح فقهی، اخصاء در معنای لغوی خویش به کار رفته و فقها آن را در همان معنای لغویش استعمال نموده اند. گفته شده، اخصاء این است که بیضتین خارج شود. خصاء یکی از عیوبی است که موجب فسخ نکاح می شود به شرط آنکه قبل از عقد باشد اگر چه بعضی گفته اند اگر بعد از عقد هم بوجود آید موجب فسخ است ولی این قول مورد قبول نیست.6

فصل دوم: جمعیت شناسی و سیاست های جمعیتی

سعی بر آن است تا در این فصل به مباحث جمعیت و سیاستهای جمعیتی پرداخته شود. درگفتار نخست، موضوع جمعیت از ابعاد و زوایای مختلف آن طرح و بررسی گردیده سپس در گفتار دوم، مساله سیاست های جمعیتی مورد بحث و نظر قرار خواهد گرفت از این رو در ادامه به موضوع جمعیت و مسائل مربوط به آن پرداخته می شود.
گفتار اول : جمعیت شناسی
مطالعات اجتماعی حاکی از آن است که مسائل جمعیتی از زمانهای بسیار قدیم در یونان، روم، هند، چین و کشورهای دیگر جهان مورد توجه بوده و در مواردی سرشماری نفوس نیز به عمل می آمده است اما بررسی های جمعیتی به صورت نسبتاً منظم پس از دوره نوزایی (رنسانس) متداول و جزء رسوم اداری شد و دستگاه مجهزی به ثبت و ضبط اطلاعات جمعیتی و حتی نوعی سرشماری اقدام کرد.7

از سده نوزدهم جمعیت شناسی به مفهوم امروزی آن به صورت علم درآمده و مورخان و صاحب نظران به بررسی تحولات جمعیتی پرداختند، اما در حقیقت در چند دهه اخیر، یعنی از سال های پس از جنگ دوم جهانی بود که توجه به جمعیت شناسی بیشتر شد و روش ها و تکنیک های خاص برای بررسی های آن به کار رفت و به عنوان دانشی جدید به دانشگاههای جهان راه یافت.
در ایران نیز، همچون کشورهای دیگر جهان، از زمان باستان به جمعیت و مسائل مربوط به آن توجه شده است. در ایران پس از اسلام موضوع گرفتن جزیه از اهل ذمه ضرورت سرشماری را ایجاب کرده و در تهیه آمار اقداماتی به عمل آمده است. در سفرنامه های جهانگردانی مانند ناصر خسرو، ابن بطوطه و دیگران موضوع جمعیت مناطق و شهرها مورد توجه قرار گرفته است. به دنبال تحولات ایران در دوران معاصر و دگرگونی شرایط اقتصادی ـ اجتماعی کشور، لزوم سرشماری های دقیق و منظم هر چه بیشتر از گذشته مورد عنایت قرار گرفته است.8
اگرچه مساله جمعیت بنا به دلایل اقتصادی و نظامی از دیرباز مورد توجه و عنایت اندیشمندان و دولتمردان کشورهای مختلف جهان بوده، اما پژوهش منظم درباره علل افزایش و یا کاهش جمعیت و مطالعه تحولات جمعیتی و ارتباط آن با مسائل و پدیده های دیگر در چند سده به ویژه چند دهه اخیر گسترش اصولی یافته است.
برخی از دلایل افزایش توجه و اهتمام به مطالعات جمعیتی عبارتند از :
1ـ پیشرفت علم آمار و انجام سرشماری ها و مطالعات آماری در جهان
2ـ افزایش بی رویه جمعیت در برخی نقاط جهان به ویژه کشورهای جهان سوم
3ـ اهمیت تعداد جمعیت و مختصات آن در زندگی اجتماعی و اقتصادی کشورهای جهان
4ـ نقش افزایش یا کاهش جمعیت در برنامه ریزی ها
5- لزوم اتخاذ سیاستی خردمندانه در مورد جمعیت
در واقع جمعیت شناسی را می توان جزء علوم نوپدید دانست.از این رو بیان تعریفی لغوی از این واژه برای شناخت هر چه بهتر از مفهوم آن امری لازم و ضروری به نظر می آید. واژه دموگرافی (جمعیت شناسی) که از دو ریشه دموس (مردم) و گرانوس (نوشتار یا نگارش) ترکیب شده، برای نخستین بار در سال 1855م در کتاب آشیل گیارد فرانسوی تحت عنوان “اصول آمار انسانی یا جمعیت شناسی تطبیقی” به کار رفته و از آن پس مصطلح شده است.9
برای جمعیت شناسی تعاریف گوناگونی در آثار جمعیت شناختی بیان شده است که در جمع بندی آنها می توان به تعریف واحدی دست یافت که عبارت است از :
“مطالعه علمی و توصیف و تحلیل آماری ساخت و حرکات جمعیت های انسانی، بررسی سیاستهای جمعیتی و روابط متقابلی که میان پدیده های جمعیتی و عوامل اقتصادی ـ اجتماعی و زیستی وجود دارد.”10
با توجه به تعریف ارائه شده می توان گفت، جمعیت شناسی علمی است که بر میزان جمعیت نظارت نموده و با توجه به اوضاع و شرایط موجود به اتخاذ سیاستهای جمعیتی مناسب اقدام می نماید.
مطالعات جمعیت شناسی می تواند در یک زمان مشخص یا در طول دوره معینی از زمان انجام شود. به نظر بسیاری از جمعیت شناسان، جمعیت شناسی نوعی حسابداری دقیق انسانها و وقایع تولد، ازدواج، طلاق و مرگ آنهاست. در واقع، جمعیت شناسی حد فاصل میان علوم طبیعی و علوم انسانی و اجتماعی است که خصایص کیفی جمعیت ها، استعداد زاد و ولد و تجدید نسل و همچنین حرکات زمانی و مکانی آنها را مورد مطالعه قرار می دهد.
جمعیت شناس هر چند در وهله نخست می کوشد وضع و میزان جمعیت های انسانی را “آنچنان که هست” نشان دهد، اما در عین حال با کوشش در کشف “چرایی” این وضع، به تفکر درباره “آنچنان که باید باشد” و راههای رسیدن به آن موقعیت نیز می پردازد. از این رو گردآوری آمار و ارقام جمعیتی و انتشار آن در سطحی وسیع و گسترده، بدون آنکه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و روابط و همبستگی میان آنها روشن شود، تلاشی بیهوده است که قطعاً هدف علم جمعیت شناسی، چنین تلاشی نخواهد بود.11
هر چند که پدیده های جمعیتی در ظاهر تنها دارای خصلتهای کمی و آماری هستند، اما از آنجا که منشا اجتماعی داشته، و از یک سو تحت تاثیر بسیاری از شرایط، علتها و روندهای جامعه قرار می گیرند و از سوی دیگر روی پدیده ها و مسائل اجتماعی مختلفی تاثیر می گذارند به همین جهت، جمعیت شناسی رشته ای از علوم اجتماعی تلقی می شود. به عنوان مثال پدیده هایی مانند تولد، مرگ و مهاجرت از یک طرف خصلتی زیستی و جمعیت شناختی دارند و از طرف دیگر متغیرهای اجتماعی شمرده می شوند.و به همین خاطر است که بیشتر بنیان گذاران جمعیت شناسی را اقتصاد دانان و جامعه شناسان و تحلیل گران آمار تشکیل می دهند.12
بر اساس مطالب گفته شده می توان چنین نتیجه گرفت که جمعیت شناسی یکی از شاخه های علوم انسانی است که موضوع آن جمعیت و هدف از آن نظارت بر تحولات جمعیتی می باشد.
پس از شناخت علم جمعیت شناسی لازم است تا به تعریف و شناخت موضوع این علم یعنی مساله جمعیت نیز پرداخته شود که در ادامه توضیح این مطلب خواهد آمد.
1-تعریف جمعیت
در اصطلاح آماری، هر مجموعه ای از عناصر متمایز یا مجموعه ای از افراد انسانی، گیاهی و غیره که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند، “جامعه یا جمعیت آماری” دانسته می شود.در جمعیت شناسی، تمام یا بخشی از ساکنان یک ناحیه را “جمعیت” نامیده و معمولاً آن را به اصلی و فرعی تفکیک می کنند. در این مورد می توان به نمونه هایی همچون “جمعیت ایران”، “جمعیت آذربایجان”، “جمعیت کشاورز” و غیره اشاره کرد. انواع اخیر جمعیت را که نسبت به جمعیت کل کشور کوچکتر و محدودترند، “جمعیت محدود” یا “جمعیت فرعی” و جمعیت کشور را “جمعیت اصلی” می نامند. بنابراین “جمعیت فرعی یا محدود” جمعیتی است در داخل جمعیت اصلی کشور که به لحاظ خصوصیات اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی مورد بررسی قرار می گیرد و به اعتبار یکی از این صفات، نامی بر آن گذاشته می شود.
همانطور که گفته شد، کلمه جمعیت ممکن است به هر اجتماعی از افراد انسانی، در هر مکان، خواه به طور مستمر یا موقت، اطلاق شود لیکن در جمعیت شناسی، آنچه به عنوان تعریف نهایی از جمعیت ارائه می شود عبارت است از: “تجمعی از افراد انسانی که در منطقه ای معین (روستا، شهر، شهرستان، استان یا کشور) به طور مستمر و معمولاً به شکل مجموعه ای از خانوارها زندگی می کنند و پایگاه سیاسی، شرایط ملی و قومی واحدی دارند.”13
بنابراین، جمعیت های خاصی که برای منظوری خاص در زمانی مشخص و مکانی معین دور هم گرد آیند لزوماً در جمعیت شناسی مورد نظر نیستند.
در علم جمعیت شناسی، جمعیت ها از دو جنبه مورد توجه قرار می گیرند :
1ـ اجتماعی ـ اقتصادی : به عنوان مجموعه اعضای جامعه با روابط اجتماعی و اقتصادی معین
2ـ زیستی و طبیعی : به عنوان مجموعه افراد زیستی
نکته حائز اهمیت آن است که، اولاً جنبه های طبیعی و اجتماعی ـ اقتصادی جمعیت، شامل تمام افراد ازجمله افراد فعال، کودکان و پیرانی که در تولید اجتماعی نیز شرکت ندارند و همچنین کارفرمایان هم می شود ثانیاً با دگرگونی شرایط اجتماعی ـ اقتصادی، ویژگی های زیستی جمعیت؛ همچون بهداشت، زاد و ولد، مرگ و میر و نظایر اینها نیز تحت الشعاع قرار می گیرند.
به همین دلیل است که تحولات اجتماعی ـ اقتصادی نقشی اساسی در خصوص تصمیم گیری در سیاستهای جمعیتی از سوی دولتها را ایفا می نماید. و هر نظام اجتماعی، قانون جمعیتی ویژه‌ای دارد که از نظام های دیگر متفاوت است.در نگاهی دقیق تر می توان گفت رشد جمعیت در یک جامعه در سایه تحولات اجتماعی ـ اقتصادی به عوامل زیادی از جمله؛ سطح نیروهای تولیدی، شرایط و روابط اجتماعی، نظام های اقتصادی و معیشتی، حکومت و قانون، اخلاق، دین و مذهب، افکار و جریانات سیاسی و سرانجام شرایط طبیعی و جغرافیایی وابسته است که هر اندازه مناسبات میان این عوامل پیشرفته تر و پیچیده تر باشد، همان قدر نقش عمده رشد جمعیت بر عهده نظام اجتماعی خواهد بود.14
پس از معرفی و شناخت موضوع جمعیت، لازم است تا به نظریات جمعیت شناسی که در خصوص میزان جمعیت وجود دارد پرداخته شود.
2-نظریات جمعیت شناسی
در میان جمعیت شناسان، چهار نظریه مهم پیرامون میزان جمعیت وجود دارد که در ادامه به تفصیل به معرفی و بیان آنها پرداخته خواهد شد.
2-1)نظریه افزایش جمعیت
اولین نظریه در بحث جمعیت شناسی، دیدگاه طرفداران افزایش جمعیت است. طرفداران این نظریه ضمن بیان عقیده خود سعی نموده اند تا به دلایلی نیز برای اثبات عقیده خویش تمسک نمایند که در ادامه، این عقیده به تفصیل بیان خواهد شد.
گاهی اینطور گفته می شود که این نظریه بیشتر در قدیم الایام طرفدارانی داشته است و طرفداران آن با توجه به اینکه قدرت یک قوم را به واسطه کثرت جمعیت آن می پنداشتند، با تحدید نسل، مخالف و از افزایش جمعیت یک قوم و یا یک کشور، جانبداری می کردند به عنوان مثال در جهت حمایت از افزایش جمعیت مقرراتی وضع می نمودند که طبق آن به پدرانی که سه فرزند داشتند قطعه زمینی اهدا می شده است و یا خانواده های پر جمعیت از مالیات معاف می شده اند.15
طرفداران این نظریه با عنوان کردن اینکه امکانات کره زمین برای تغذیه تعداد بسیار زیادی، به مراتب بیشتر از آنچه که اکنون موجود است کافی می باشد، به انتقاداتی که در خصوص افزایش جمعیت بدون توجه به امکانات و شرایط، بیان می گردید، توجهی نمی نمودند.16 به عنوان مثال یکی از مخالفین تحدید موالید و کاهش جمعیت چنین اعتقاد داشته است که زمین قادر است با استفاده از تکنولوژی تا نُه میلیارد انسان را تغذیه کند.
ریشه عمده این تفکر در فضای خاص گذشته تاریخ است که قدرت یک قوم را در کثرت جمعیت که طبیعتاً به کثرت سپاه و نیروی کار و بالطبع آبادانی و عظمت سیاسی و اقتصادی آن قوم می انجامید، تعریف می کرده اند.حقیقتی که در زمان خود مسلم بوده و قابل انکار نیست بلکه در زمان حاضر نیز، هنوز رنگ و بوی این حقیقت باقی است و جوامع و اقوام و پیروان مذاهب به واسطه کثرت جمعیت دارای حوزه های قدرتمندتری از سلطه و نفوذ می باشند. از این رو نمی توان از این واقعیت چشم پوشی نمود که کثرت جمعیت برای یک گروه تا حدود بسیاری قدرت سیاسی و اقتصادی و مهمتر از اینها، اقتدار فرهنگی را در پی دارد و حتی می توان مدعی شد که در هر حال کثرت جمعیت اقتضای اقتدار را داراست و اگر چنین اقتداری به فعلیت نمی رسد به واسطه موانعی است که در رابطه با فقر و تهیدستی گریبانگیر جوامع می باشد و شاید بتوان گفت به همین دلیل است که خداوند در آیه شریفه “وَ یُمدِدکُم بِأَموالٍ و بنینَ”17، اولاد را در کنار اموال، از جمله مصادیق مدد الهی برمی شمارد.18
بنابراین طبق این نظریه، اعمال سیاست افزایش جمعیت به صورت مطلق، از سوی دولتها برای حفظ کیان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی امری لازم و ضروری بوده و اساساً اصل، در سیاستهای جمعیتی باید بر محور افزایش موالید قرار بگیرد.
در مقابل این دیدگاه، دیدگاه دیگری وجود دارد که در جهت مقابل این نظریه قرار می گیرد. کاهش جمعیت، عقیده ای دیگر در باب نظریه های جمعیتی است که در ادامه بیان خواهد شد.
2-2)نظریه کاهش جمعیت
بیان یک نکته در معرفی این نظریه لازم به نظر می رسد و آن این است که در کتابهای جمعیت شناسی عموماً از این نظریه با عنوان “مخالفین افزایش جمعیت” نام برده می شود در حالیکه بهتر آن است که در نامگذاری این دیدگاه از عنوان، “موافقین کاهش جمعیت” استفاده گردد زیرا از مخالفین افزایش جمعیت، می توان، طرفداران نظریه “جمعیت ثابت” و “جمعیت متناسب و مطلوب” هم نام برد در صورتیکه در هیچکدام از آنها تاکیدی بر کاهش موالید نیست بخصوص در نظریه جمعیت مطلوب، اما این نظریه ـ کاهش جمعیت ـ در صدد اثبات مطلوبیت کاهش جمعیت و تحدید موالید می باشد.
پیدایش این نظریه در حدود دو قرن پیش می باشد.از آنجا که قرن هجدهم و نوزدهم، قرون رونق اندیشه های نظام ضد سرمایه داری در اروپا بوده است و مکاتبی از قبیل آنارشیسم و سوسیالیسم در برابر اندیشه های نظام سرمایه داری به وجود آمدند.
از این رو می توان گفت یکی از مهمترین عللی که همواره باعث رونق بازار این گونه مکاتب اجتماعی ـ سیاسی گردید، فقر روز افزون جوامع آن روز اروپا بوده است. بنابراین از زمانی که سوسیالیستها در اروپا عقاید خویش را مطرح کردند و فقر را ناشی از توزیع نابرابر ثروت دانستند، نظام سرمایه داری هم در مقام پاسخگویی به روش های مختلفی متوسل گردید و در برابر موج فراگیر سوسیالیسم که به وضوح پایه های کاپیتالیسم را تضعیف کرده بود، به جوابگویی تئوریک روی آورد.
یکی از عقایدی که در این میان مطرح شد و موافقین بسیاری یافت و عمده تلاش خود را به نفی رابطه فقر و توزیع نابرابر ثروت معطوف کرد، نظریه فردی انگلیسی به نام توماس رابرت مالتوس 1766م بود که در گذر زمان توسط خود وی و طرفدارانش پرورده شد. وی به وضوح فقر را ناشی از کثرت جمعیت می دانست و بالطبع مبارزه با فقر را در مخالفت با ازدیاد نسل منحصر می گردانید.19

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

از آنجایی که مباحث جمعیت شناسی بخصوص عقیده کاهش جمعیت، نوعاً با آراء و عقاید مالتوس همراه است و مجموعه ای در این علم نگاشته نمی شود مگر آنکه آرای او را مطرح سازد، برخی مخالفین تحدید نسل، همه کسانی که در موافقت با آن سخن گفته اند را مالتوس گرایان نام نهاده اند.20
جهت آشنایی بیشتر با فضای بحث، ضروری است تا این دیدگاه به شکل تفصیلی بیان گردد.
توماس رابرت مالتوس با انتشار کتابی به نام “رساله ای در باب اصول جمعیت” افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داد.وی ادعا کرد رشد جمعیت با تصاعد هندسی است ولی افزایش تولیدات و محصولات غذایی با تصاعد عددی است.بنابراین آهنگ رشد جمعیت سریعتر از آهنگ افزایش تولیدات و محصولات است، از این جهت باید برای جلوگیری از ازدیاد نسل فکری شود. آهنگ رشد جمعیت با تصاعد هندسی است یعنی رقم بعدی دو برابر رقم قبلی می شود به این ترتیب که یک نفر می شود دو تا، دو تا می شود چهار تا، چهارتا می شود هشت تا و به همین ترتیب جمعیت رشد می کند.
اما افزایش تولیدات و محصولات به صورت تصاعد عددی است به این معنا که در هر مرتبه، یک عدد معین به عدد قبلی افزوده می شود مثلاً دو می شود چهار، چهار می شود شش، شش می شود هشت و به همین ترتیب ادامه می یابد.
وی معتقد بود، اگر فکری برای جلوگیری از ازدیاد نسل نشود، خطرات بزرگی برای جامعه پیش می آید و تولیدات جوابگوی جمعیت نیست، لذا باید جلو افزایش نسل گرفته شود.21
البته ایشان با راههایی نظیر سقط جنین و یا آزادی جنسی خارج از زناشویی و یا همجنس بازی نیز به صراحت مخالفت می ورزید، روی همین حساب، الزام اخلاقی قبل از ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج را جهت کاهش موالید پیشنهاد می نمود.وی همچنین معتقد بود جامعه نباید به افراد فقیر کمک کند، تا در اثر سختی معیشت، ایشان کمتر دارای فرزند شوند. لکن در گذر زمان گروهی که به نام مالتوسی های جدید نامیده می شوند از این مرحله فراتر رفته و برای جلوگیری از تکثیر جمعیت خود را پای بند هیچ معیار اخلاقی نمی دانند.22
با توجه به موقعیت زمانی دوران متفکرانی چون مالتوس، طبیعی است که خاستگاه این چنین عقایدی، حفظ نظام سرمایه داری و جلوگیری از روند سقوط این نظام می باشد.زیرا آنچه که وی و همفکرانش به آن معتقدند می تواند درآمد سرانه ملی یک کشور را افزایش داده و دست حاکمیت سیاسی را در کاهش فقر باز نماید. اما با نگاهی جهانی به این مساله به سهولت دانسته می شود که بدون توجه به توزیع برابر و عادلانه ثروت، فقر جهانی صرفاً با جلوگیری از کثرت جمعیت از بین نمی رود، هر چند روند شتابان فقر را کُند می سازد.23
بنابراین می توان گفت اگر نظریه کاهش میزان موالید در جوامع تنها متکی بر عقیده مبارزه با فقر باشد با اندک تاملی بنیانهای این عقیده فرو خواهد ریخت و اعتبار خود را از دست خواهد داد زیرا فقر در جامعه معلول علتهای فراوانی است که یکی از آنها می تواند رشد بی رویه و بی حساب و کتاب جمعیت باشد.
در کنار این نظریه، دیدگاه دیگری نیز در خصوص جمعیت وجود دارد که از آن تعبیر به “جمعیت ثابت” می گردد در ادامه ابعاد این نظریه به روشنی بیان خواهد شد.
2-3)نظریه جمعیت ثابت
مفهوم مورد بحث در نظریه جمعیت ثابت، “توقف و ثبات” جمعیت است. در این نظریه مفاهیم “ثبات” و “توقف” یا “رکود” جمعیت را مترادف یکدیگر می گیرند و مفهوم “رکود” یا “توقف” جمعیتی را از آنها مراد می کنند. طرفداران این نظریه، نه با افزایش جمعیت موافقند و نه با کاهش آن، بلکه اعتقاد دارند وقتی جمعیتی به “حد کافی” رسید، دیگر نباید دچار نوسان شده و در جانب افزایش یا کاهش موالید حرکت نماید. زیرا که دگرگونیهای مداوم جمعیت تعادل نظام اجتماعی و اقتصادی جامعه را بر هم می زند.گفته شده اصطلاح “حد کافی” در این نظریه، از کلام سقراط که آن را در “اعتدال” جمعیت جستجو می کردگرفته شده و به کار رفته است.
طرفداران این نظریه در پی اثبات عقیده خویش چنین استدلال می نمایند، که جامعه به چهار طریق می تواند از امکانات خود استفاده کند: 1ـ افزایش جمعیت 2ـ افزایش آسایش و رفاه افراد 3ـ افزایش میزان مصرف 4ـ پس انداز، بنابراین اگر جامعه ای اندیشه افزایش جمعیت را کنار گذارد، می تواند همه امکانات خود را به تامین رفاه و مصرف بیشتر برای افراد جامعه و یا پس انداز و سرمایه گذاری امکانات موجود اختصاص دهد.24
از دیدگاه اندیشمندان این نظریه، ثبات جمعیت می تواند آثار مثبتی در جامعه به دنبال داشته باشد و اگر جمعیت در حد کمال خود به ثبات برسد، اثرات بازده نزولی دیگر وجود نخواهد داشت، به عنوان نمونه، سهم سرانه زمین افزایش پیدا خواهد کرد، اما ساعات کاری کاهش یافته و اوقات فراغت بیشتر خواهد شد و در جامعه تعادل و توازنی همه جانبه حاکم می گردد.
این نظریه نیز از جانب مخالفان آن، با انتقادهای شدیدی مواجه شد از جمله آنکه، سکون و ثبات جمعیت، عدم تحول و رکود جامعه را به دنبال خواد داشت و سبب افزایش جمعیت سالخورده و از کار افتاده می گردد.گذشته از آن، تعیین “حدکافی” جمعیت، غیر ممکن خواهد بود زیرا که اولاً تعیین حد و مرز آن امر مشکلی است ثانیاً اگر مراد از حد کافی، “حد مطلوب” جمعیت باشد در این صورت این نظریه با نظریه جمعیتی متناسب یا مطلوب مشتبه می شود.25
همانطور که مشخص می گردد این نظریه نیز توان لازم برای پاسخگویی به سوالات و انتقادات مطروحه از جانب مخالفان خود را نداشته و استقامت خود را در برابر انتقادات از دست می دهد.
در پایان نظریه دیگری نیز با عنوان “جمعیت متناسب و مطلوب” وجود دارد که در ادامه به بیان این نظریه پرداخته خواهد شد.
2-4)نظریه جمعیت متناسب و مطلوب
طبق این نظریه، مطلوبترین میزان تراکم جمعیتی که می تواند بیشترین محصول فردی را ایجاد نماید، حد مطلوب برای جمعیت ـ متناسب با اوضاع و شرایط موجودـ شناخته می شود.26 این نظریه در حقیقت آمیخته ای از نظریه های قبل است و در شرایط متفاوت، احکام متفاوتی صادر می نماید.اگر در جامعه ای فقر شدیدی حاصل شد می توان جمعیت را کم نمود و اگر قدرت سیاسی قومی خاص به واسطه قلّت جمعیت رو به ضعف نهاد، می توان حکم به تکثیر جمعیت کرد.
به عبارت بهتر، در این قول نه کثرت و نه قلّت جمعیت هیچکدام مستقلاً اصالت ندارند و در واقع این دو، مفهومی نسبی خواهند بود که تابع متغیرهای دیگری هستند. اگر این قول را از دیدگاه فقهی تفسیر کنیم، کثرت و قلّت جمعیت فاقد حکم مستقلی می باشند و با قرار گرفتن تحت عناوین دیگر دارای احکام شرعی می شوند و فی حد نفسه یا مطابق عقیده مرحوم شهید صدر از موارد منطقه الفراغ می باشند و یا اگر بپذیریم که هر مساله ای در عالم دارای حکمی از احکام خمسه تکلیفیه است، مباح شمرده می شوند.27
تقریباً می توان گفت این نظریه با مشکلات کمتری مواجه بوده و به راحتی مورد پذیرش قرار می گیرد هر چند که انتقاداتی نیز بر آن وارد است از جمله اینکه در مفاهیم نسبی تعیین حد مطلوب کار دشواری خواهد بود.
پس از بیان نظریه های جمعیتی، نیاز است تا این نظریات از دیدگاه فقه اسلامی نیز طرح و بررسی گردد که در ادامه به این مطلب پرداخته خواهد شد.
3-بررسی نظریه های جمعیت شناسی از منظر فقه اسلامی

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید